مجتبى ملكى اصفهانى
37
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مرحوم بحرانى سپس با اعتقاد به درست نبودن اين موارد اختلاف بين اصوليين و اخباريين ، به بيان رد اين موارد مىپردازد كه علاقمندان مىتوانند جهت آشنايى بيشتر به منابع ذيل مراجعه نمايند . « 1 » اختيار اختيار يعنى اينكه انسان كارى را به ميل و اراده خود انجام دهد ، در مقابل اجبار و الزام . جبر و اختيار از مهمترين مسائل كلامى است كه از گذشتهء دور و از دورانهاى اوليّه طرح مباحث مربوط به افعال بندگان و رابطه آن با خداوند - تبارك و تعالى - در جامعهء اسلامى مطرح بوده است . در علم اصول فقه ، مبحث الفاظ ، وقتى كه صحبت از معناى امر مىشود ، اصوليين به مناسبت وارد بحث طلب و اراده شدهاند ، هرچند پرداختن به اين بحث عميق مناسب اين كتاب نيست و جاى آن در علم كلام است ، ولى در عين حال براى آشنايى خوانندگان محترم ، ما به طرح مسئله و اقوال مختلف به صورت مختصر مىپردازيم . سؤال اين است : آيا انسان در افعال خوب و بد خود مجبور است و بر اساس سرنوشتى كه از جانب خداوند متعال براى او مقدر شده است افعالى از او صادر مىشود و تنها ابزارى است كه در افعال خود هيچ نقش و تأثيرى ندارد ، يا اينكه موجودى است داراى اراده و اختيار ، و اجبار و الزامى در كار نيست ؟ گروهى معتقدند كه انسان هيچ اراده و اختيارى از خود ندارد و در افعال
--> ( 1 ) الحدائق الناضرة ، ج 1 ، ص 167 ؛ روضات الجنات ؛ الفوائد الحائرية ، ص 40 ؛ الاجتهاد ، محمد بحر العلوم ، ص 168 ؛ دائر المعارف الاسلامية الشيعة ، ج 1 ، ص 94 ؛ الموسوعة الفقهية الميسّرة ، ص 471 .